متن تست عنوان قابل کنترل از پنل سایت ساز کانی وب


امامزاده یوسف(ع) 1

امامزاده یوسف(ع)

 بقعه متبرکه امامزاده یوسف (ع) (وشته)

 

 



وی یکى از فرزندان امام موسى کاظم (ع) به شمار مى رود .بنای بقعه ایشان در منطقه اى کوهستانى در روستاى وشته طالقان که به بادامستان نیز معروف است ، در فاصله 144 کیلومترى شهر کرج واقع گردیده و پیرامون آن را درختان بادام فرا گرفته است .از نظر معمارى ،این بنا ضریح وگنبدوفاقد گلدسته است .قدمت بقعه به دوره صفویه باز می گردد . گنبد آن مخروطى با رک و با کاشیهاى متاخر آبى رنگ کاشیکاری شده است .اخیرا این بقعه مورد مرمت و بازسازی قرارگرفته.در این بقعه زائر سرایى جهت رفاه زائرین احداث شده است .

امامزاده یوسف(ع)

امامزاده یوسف(ع)

 بقعه متبرکه امامزاده یوسف (ع) (وشته)

 

 



وی یکى از فرزندان امام موسى کاظم (ع) به شمار مى رود .بنای بقعه ایشان در منطقه اى کوهستانى در روستاى وشته طالقان که به بادامستان نیز معروف است ، در فاصله 144 کیلومترى شهر کرج واقع گردیده و پیرامون آن را درختان بادام فرا گرفته است .از نظر معمارى ،این بنا ضریح وگنبدوفاقد گلدسته است .قدمت بقعه به دوره صفویه باز می گردد . گنبد آن مخروطى با رک و با کاشیهاى متاخر آبى رنگ کاشیکاری شده است .اخیرا این بقعه مورد مرمت و بازسازی قرارگرفته.در این بقعه زائر سرایى جهت رفاه زائرین احداث شده است .

تصاویر بعضی از محصولات کشاورزی وشته

تصاویر بعضی از محصولات کشاورزی وشته

 

 

 

 سیبآلوگردوآلو

 

معدن نمک  سوسرک (نمکچال)وشته طالقان 1

معدن نمک سوسرک (نمکچال)وشته طالقان

 

معدن نمک  سوسرک (نمکچال)وشته طالقان

در طالقان یک رگه نمک زیر زمینی وجود دارد که از مرز املاک وشته، جزن و ورکش در محل "سوسرک" شروع شده و از زیر رودخانه شاهرود تا مرز املاک کرود و سپشخانی  در محل "نمک سری صحرا" کشیده می شود.

 

معدن نمک سوسرک (نمکچال)که مالکیت آن به وشته تعلق دارد، دارای نمک با کیفیتی بوده و هنوز نیز فعال است. نمک سوسرک به دلیل تهیه شدن از آب متبلور  دارای درجه خلوص بسیار بالاست  وبه همین دلیل از بهترین نمک های ایران است که دارای خاصیت های دارویی میباشد.  نمک  در طالقان علاوه بر خوراک انسان و حیوانات برای استحکام بخشیدن به کاه و گل ساختمانها نیز بکار می رفت.  نمک برای مصارف دارویی هم کاربرد داشته و دارد.

معدن نمک  سوسرک (نمکچال)وشته طالقان

معدن نمک سوسرک (نمکچال)وشته طالقان

 

معدن نمک  سوسرک (نمکچال)وشته طالقان

در طالقان یک رگه نمک زیر زمینی وجود دارد که از مرز املاک وشته، جزن و ورکش در محل "سوسرک" شروع شده و از زیر رودخانه شاهرود تا مرز املاک کرود و سپشخانی  در محل "نمک سری صحرا" کشیده می شود.

 

معدن نمک سوسرک (نمکچال)که مالکیت آن به وشته تعلق دارد، دارای نمک با کیفیتی بوده و هنوز نیز فعال است. نمک سوسرک به دلیل تهیه شدن از آب متبلور  دارای درجه خلوص بسیار بالاست  وبه همین دلیل از بهترین نمک های ایران است که دارای خاصیت های دارویی میباشد.  نمک  در طالقان علاوه بر خوراک انسان و حیوانات برای استحکام بخشیدن به کاه و گل ساختمانها نیز بکار می رفت.  نمک برای مصارف دارویی هم کاربرد داشته و دارد.

غار های بادامستان 0

غار های بادامستان

قدمت تاریخی : دوران تاریخی حدود ۱۵۰۰ سال پیش ، در تاریخ ۱۳/۱۰/۱۳۷۱ در خصوص غار بادامستان نوشته شده است:«دست کن که به غلط غار خوانده شده است . علت نامگذاری غار وشته ،بازشدن دهانه به سمت مغرب است که از این محل روستای وشته در فاصله تقریبی یک کیلومتر مشاهده می شود . 
دست کن در رسوبات « کنگلومرا » در ابتدا بوسیله جریان آب ایجاد و سپس بوسیله انسان ادامه یافت و ترکیب فعلی را به خود گرفته است. دهانه دستکن نامنظم و به عرض حدود ۶۰ درجه به تالار بزرگی به ابعاد تقریبی ۱۰/۲*۲۰/۸ متر وارد می شود.
این دست کن ممکن است مورد استفاده انسان نیز قرار گرفته باشد ،ولی ما هیچگونه مواد فرهنگی حاصل از فعالیتهای انسانی در آن نیافتیم . شاید آثار فرهنگی به دلیل ریزش سقف ،در زیرآوار مانده باشد . در بالای این دست کن ،در ارتفاع حدود ۵ متری با شیبی حدود ۷۰ درجه ،دهانه دیگری به طول ۹/۴ متر و عمق ۵/۲ متر و ارتفاع متوسط ۴۵/۱ متر مشاهده می شود . این دهانه در مسیر جنوب غربی ادامه یافته و تشکیل تالار و اتاقکی را می دهد . طول این بخش ۲۰/۱۲ متر و عرض آن ۳ متر است که به تدریج از عرض کاسته و به حدود ۴۰/۲ متر میرسد.ارتفاع متوسط تالار و اتاقک از کف موجود ۴۰/۱ متر است . سقف اتاقک قوس دار است . در اینجا نیز هیچگونه مواد استقرار یا پناهگاه در مواقع آشوب و جنگ موجود نبوده است .
غار یا دست کن دارای سه ورودی ،دو ورودی در کف صخره رسوبی و یک ورودی در بدنه صخره میباشد . بخش های مختلف دستکن و فضای داخلی اطاقها مورد کاوش غیر مجاز قرار گرفته و سفالهایی از دوره پیش از اسلام و اسلامی در لابه لای خاکها یافت شد که بیانگر استقراری بودن غار،حداقل در مواقع حمله و هجوم می باشد .
طاقچه ها و سکوهایی که در برخی از اطاقها وجود داشته تخریب شده و بقایای اندکی از آن باقیمانده است .با توجه به اظهارات پیرمردان روستا که در دوران کودکی به داخل غار رفته اند و برخی از شواهد و مدارک ،طول غار بیش از میزانی است که در گزارش ذکر شده است .
با توجه به شناسایی غارهای دیگری از این نمونه در طالقان ،نظیر غار ورکش ،غار خودکاوند و غار روستای نساء علیا و یافت شدن سفالهایی از دوران مختلف در داخل آنها می توان این اماکن را محل استقرار یا پناهنگاه در مواقع آشوب و جنگ دانست . قطعا این گونه محلهای استقراری نیز،دارای راههای فراز و ارتباط با روستاهای دیگر بوده که در حال حاضر بر اثر ریزش سقف مسدود شده اند .

غار های بادامستان

غار های بادامستان

قدمت تاریخی : دوران تاریخی حدود ۱۵۰۰ سال پیش ، در تاریخ ۱۳/۱۰/۱۳۷۱ در خصوص غار بادامستان نوشته شده است:«دست کن که به غلط غار خوانده شده است . علت نامگذاری غار وشته ،بازشدن دهانه به سمت مغرب است که از این محل روستای وشته در فاصله تقریبی یک کیلومتر مشاهده می شود . 
دست کن در رسوبات « کنگلومرا » در ابتدا بوسیله جریان آب ایجاد و سپس بوسیله انسان ادامه یافت و ترکیب فعلی را به خود گرفته است. دهانه دستکن نامنظم و به عرض حدود ۶۰ درجه به تالار بزرگی به ابعاد تقریبی ۱۰/۲*۲۰/۸ متر وارد می شود.
این دست کن ممکن است مورد استفاده انسان نیز قرار گرفته باشد ،ولی ما هیچگونه مواد فرهنگی حاصل از فعالیتهای انسانی در آن نیافتیم . شاید آثار فرهنگی به دلیل ریزش سقف ،در زیرآوار مانده باشد . در بالای این دست کن ،در ارتفاع حدود ۵ متری با شیبی حدود ۷۰ درجه ،دهانه دیگری به طول ۹/۴ متر و عمق ۵/۲ متر و ارتفاع متوسط ۴۵/۱ متر مشاهده می شود . این دهانه در مسیر جنوب غربی ادامه یافته و تشکیل تالار و اتاقکی را می دهد . طول این بخش ۲۰/۱۲ متر و عرض آن ۳ متر است که به تدریج از عرض کاسته و به حدود ۴۰/۲ متر میرسد.ارتفاع متوسط تالار و اتاقک از کف موجود ۴۰/۱ متر است . سقف اتاقک قوس دار است . در اینجا نیز هیچگونه مواد استقرار یا پناهگاه در مواقع آشوب و جنگ موجود نبوده است .
غار یا دست کن دارای سه ورودی ،دو ورودی در کف صخره رسوبی و یک ورودی در بدنه صخره میباشد . بخش های مختلف دستکن و فضای داخلی اطاقها مورد کاوش غیر مجاز قرار گرفته و سفالهایی از دوره پیش از اسلام و اسلامی در لابه لای خاکها یافت شد که بیانگر استقراری بودن غار،حداقل در مواقع حمله و هجوم می باشد .
طاقچه ها و سکوهایی که در برخی از اطاقها وجود داشته تخریب شده و بقایای اندکی از آن باقیمانده است .با توجه به اظهارات پیرمردان روستا که در دوران کودکی به داخل غار رفته اند و برخی از شواهد و مدارک ،طول غار بیش از میزانی است که در گزارش ذکر شده است .
با توجه به شناسایی غارهای دیگری از این نمونه در طالقان ،نظیر غار ورکش ،غار خودکاوند و غار روستای نساء علیا و یافت شدن سفالهایی از دوران مختلف در داخل آنها می توان این اماکن را محل استقرار یا پناهنگاه در مواقع آشوب و جنگ دانست . قطعا این گونه محلهای استقراری نیز،دارای راههای فراز و ارتباط با روستاهای دیگر بوده که در حال حاضر بر اثر ریزش سقف مسدود شده اند .

آرامگاه پیر وشته (پیر نمیر) 0

آرامگاه پیر وشته (پیر نمیر)

جمال الدین معروف به پیر زادگاهش روستای وشته است.

او در حدود قرن پنجم و ششم هجری میزیست و از عرفا و زهاد بود و چون در طریقه ارشاد و تعلیم تزکیه نفس داشت او را پیر( مرشد ) خطاب میکردند. وی در  روستای وشته از دنیا رفت و وی را در مزرعه پیناش دفن کردند. مقبره وی از زمانهای بسیار قدیم دارای یک بقعه به شکل مخروط از ساروج و گچ بود که از مسافت دور سفیدی آن نمایان بود و هر کس عبورش به آنجا می افتاد وی را زیارت میکرد ولی در این اواخر افراد ناشناسی به طمع در آوردن گنج آن مزار را کندند و آن بقعه را خراب کردند و پس از آن دیگر کسی به تعمیر آن اقدام نکرد و آن جایگاه مبارک از اعتبار افتاد و به خرابی و فراموشی سپرده شد . 

باشد کسی بعدها اقدام به احیای آن نماید.


برگرفته از کتاب طالقان


نوشته مرحوم حبیب اله برنگی طالقانی

آرامگاه پیر وشته (پیر نمیر)

آرامگاه پیر وشته (پیر نمیر)

جمال الدین معروف به پیر زادگاهش روستای وشته است.

او در حدود قرن پنجم و ششم هجری میزیست و از عرفا و زهاد بود و چون در طریقه ارشاد و تعلیم تزکیه نفس داشت او را پیر( مرشد ) خطاب میکردند. وی در  روستای وشته از دنیا رفت و وی را در مزرعه پیناش دفن کردند. مقبره وی از زمانهای بسیار قدیم دارای یک بقعه به شکل مخروط از ساروج و گچ بود که از مسافت دور سفیدی آن نمایان بود و هر کس عبورش به آنجا می افتاد وی را زیارت میکرد ولی در این اواخر افراد ناشناسی به طمع در آوردن گنج آن مزار را کندند و آن بقعه را خراب کردند و پس از آن دیگر کسی به تعمیر آن اقدام نکرد و آن جایگاه مبارک از اعتبار افتاد و به خرابی و فراموشی سپرده شد . 

باشد کسی بعدها اقدام به احیای آن نماید.


برگرفته از کتاب طالقان


نوشته مرحوم حبیب اله برنگی طالقانی

color:#444;border-bottom: 3px solid #3b8dbd;