آخرین اخبار


کرامتی از آقای سید ابوالحسن طالقانی پدر آیت اله طالقانی 1

کرامتی از آقای سید ابوالحسن طالقانی پدر آیت اله طالقانی

کرامتی از آقای سید ابوالحسن طالقانی پدر آیت اله طالقانی

دوران حکومت رضا شاه بود که رضا شاه تصمیم می گیرد آقا سید ابواحسن طالقانی را که یک روحانی متعهد بود خلع لباس کندبدین منظور به وزیر وقت خودش دستور می دهد یک دست لباس شخصی کادوپیچ نموده و آنرا با احترام به حضور آقا سید ابوالحسن در گلیرد طالقان ببرد و موضوع خلع لباس را به ایشان تفهیم کند وزیر وقت دستور را اطاعت کرده وبا هییت همراه به گلیرد به حضور آقا سید ابوالحسن می آیند و وزیر کادو را تقدیم می کند و در حضور همگان ملازم حضرت کادو را باز می کند و مشاهده می کنند که یک دست لباس روحانی با عمامه می باشد وزیر وهمراهان متعجب شده و مراجعت می کنند موضوع رابه رضا خان گذارش می دهند و ایشان باورش نمی شود لذا یک روز خودش یک دست لباس شخصی تهیه نموده و آنرا بسته بندی می کند و شخصا به حضور آقا سید ابوالحسن به گلیرد می آید آقا می فرماید رضا خان چه هدیه برای من آوردی خودت زحمت بکش کادو را باز کن رضا خان بسته را باز می کند و این بار هم یک دست لباس روحانی با عمامه مشاهده می کنند و رضا خان یک جمله می گوید و می رود می گوید سید دست از سر ما بردار.

نقل از بزرگان ده وشته که در واقعه این ماجرا حضور داشته اند.

نویسنده: محمد سمیع نومیری

کرامتی از آقای سید ابوالحسن طالقانی پدر آیت اله طالقانی

کرامتی از آقای سید ابوالحسن طالقانی پدر آیت اله طالقانی

کرامتی از آقای سید ابوالحسن طالقانی پدر آیت اله طالقانی

دوران حکومت رضا شاه بود که رضا شاه تصمیم می گیرد آقا سید ابواحسن طالقانی را که یک روحانی متعهد بود خلع لباس کندبدین منظور به وزیر وقت خودش دستور می دهد یک دست لباس شخصی کادوپیچ نموده و آنرا با احترام به حضور آقا سید ابوالحسن در گلیرد طالقان ببرد و موضوع خلع لباس را به ایشان تفهیم کند وزیر وقت دستور را اطاعت کرده وبا هییت همراه به گلیرد به حضور آقا سید ابوالحسن می آیند و وزیر کادو را تقدیم می کند و در حضور همگان ملازم حضرت کادو را باز می کند و مشاهده می کنند که یک دست لباس روحانی با عمامه می باشد وزیر وهمراهان متعجب شده و مراجعت می کنند موضوع رابه رضا خان گذارش می دهند و ایشان باورش نمی شود لذا یک روز خودش یک دست لباس شخصی تهیه نموده و آنرا بسته بندی می کند و شخصا به حضور آقا سید ابوالحسن به گلیرد می آید آقا می فرماید رضا خان چه هدیه برای من آوردی خودت زحمت بکش کادو را باز کن رضا خان بسته را باز می کند و این بار هم یک دست لباس روحانی با عمامه مشاهده می کنند و رضا خان یک جمله می گوید و می رود می گوید سید دست از سر ما بردار.

نقل از بزرگان ده وشته که در واقعه این ماجرا حضور داشته اند.

نویسنده: محمد سمیع نومیری


نظرات

نکته :
- نظرات شما ممکن است پس از تائيد مدير نمايان شود.
- لطفا از زبان پارسي براي نظر دادن استفاده کنيد



هيچ نظري ثبت نشده است

شما اولين نفر باشيد !

  1. با سلام. امروز که این وبسایت رو مشاهده کردم به طالقانی بودن و مخصوصا وشته ای بودن خودم بالیدم. بالیدم به داشتن همچین جوانان پر شور و خلاق و وفادار به اصل و نسب خویش. ارزوی توفیق و پیشرفت روز افزون شما را از خدای منان خواهانم. خوشحال می شوم اگر بتوانم در راستای توسعه وبسایت و حفظ ارزش ها و قداست ابادیمان کمکی بنمایم. با تشکر بسیار فراوان از شما

نشاني ايميل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌هاي موردنياز علامت‌گذاري شده‌اند *

CAPTCHA Image Reload Image